تجدیدنظرخواهی نسبت به احکام دادگاهها زمانی اهمیت مییابد که در جریان رسیدگی، قاضی حکمی صادر کند اما بعدها روشن شود آن رأی با موازین شرعی یا نظر معتبر دیگری سازگار نیست؛ در چنین شرایطی پرسش اساسی این است که آیا باید به همان حکم اکتفا کرد یا امکان بازنگری و نقض آن وجود دارد.
اهمیت موضوع
هیچ حکمی در دادگاه از خطا مصون نیست. به همین دلیل، قانون راهی برای تجدیدنظر پیشبینی کرده است. یکی از دلایل اصلی تجدیدنظر، مخالفت حکم با «موازین شرعی» است. اما اینکه چه چیزی دقیقاً مخالفت با شرع محسوب میشود، جای بحث دارد.
موارد مخالفت حکم با شرع
مخالفت حکم با شرع تنها در خطاهای آشکار خلاصه نمیشود، بلکه شکلهای گوناگونی دارد، مانند:
- اشتباه در تشخیص موضوع یا حکم.
- استفاده نادرست از قواعد فقهی.
- صدور حکمی برخلاف حکم واقعی الهی.
- مغایرت با نظر مشهور فقها.
- ناسازگاری با فتوای مرجع تقلید یکی از طرفین یا نظر اجتهادی قاضی دیگر.
مثال: در پروندهای مربوط به ارث، قاضی بر اساس اجتهاد خودش حکم میدهد. اما یکی از طرفین به مرجع تقلید دیگری مراجعه میکند که نظرش متفاوت است. در چنین حالتی، حکم قابلیت بازنگری و نقض خواهد داشت.
پاسخ به دیدگاه محدودکننده تجدیدنظر
برخی میگویند اگر هر اختلاف نظر باعث نقض حکم شود، نظام قضایی دچار هرج و مرج میشود. در پاسخ میتوان گفت:
- حکم دادگاه فقط زمانی اعتبار دارد که با حجت شرعی هماهنگ باشد.
- اگر حکم با معیارهای معتبر ناسازگار باشد، در حقیقت «حکم مشروع» به شمار نمیآید و ادامهی اجرای آن بیاعتبار است.
مثال: مانند پزشکی که نسخهای نوشته اما بعداً روشن میشود داروی تجویزشده خطرناک است. نمیتوان گفت چون نسخه صادر شده، باید حتماً اجرا شود. جان بیمار مهمتر از احترام به نسخه است.
ارتباط با فلسفه قضاوت
هدف اصلی قضاوت پایان دادن به نزاع و اجرای عدالت است. پایان دعوا اهمیت دارد، اما نه با قربانی کردن عدالت. قرآن نیز قاضی را موظف میکند بر اساس احکام الهی قضاوت کند، و حکم خلاف شرع جایگاهی ندارد.
تماس را آغاز کنید
برای شروع مشاوره فوری کلیک کنید
جمعبندی
تجدیدنظر تنها برای خطاهای آشکار نیست، بلکه هر جا که حکم با مبانی معتبر فقهی و شرعی ناسازگار باشد، امکان نقض آن وجود دارد.
اجرای عدالت و صدور حکم مشروع بر پایان سریع دعوا مقدم است. گستردهتر کردن دامنه تجدیدنظر، اعتماد مردم به دادگاهها را افزایش میدهد و مانع از اجرای احکام نادرست میشود. عدالت در قضاوت تنها زمانی تحقق مییابد که حکم صادرشده بر پایه موازین معتبر شرعی باشد. اگر حکمی با این معیارها ناسازگار باشد، حتی اگر ظاهراً دعوا را پایان دهد، در واقع اعتبار ندارد. بنابراین، امکان تجدیدنظر و نقض باید گستردهتر دیده شود تا دادگاهها هم به عدالت نزدیکتر شوند و هم اعتماد عمومی تقویت شود.
سوالات متداول
تجدیدنظرخواهی نسبت به احکام دادگاهها به معنای درخواست رسمی برای بازنگری، اصلاح یا نقض رأی صادرشده است؛ زمانی که احتمال میرود حکم دادگاه با موازین شرعی، قواعد معتبر فقهی یا اصول عدالت قضایی سازگار نباشد.
زیرا هیچ حکمی مصون از خطا نیست و تجدیدنظرخواهی ابزار قانونی برای جلوگیری از اجرای احکام نادرست یا خلاف شرع است. این سازوکار به تحقق عدالت و افزایش اعتماد عمومی به نظام قضایی کمک میکند.
مخالفت با شرع میتواند به شکلهای مختلفی بروز کند؛ از جمله اشتباه در تشخیص موضوع، استفاده نادرست از قواعد فقهی، صدور حکم برخلاف حکم واقعی الهی یا ناسازگاری با نظر مشهور فقها یا فتوای معتبر.
هر اختلاف نظری بهتنهایی کافی نیست، اما اگر اختلاف به حدی باشد که حکم صادره را از حجیت شرعی خارج کند و با معیارهای معتبر فقهی ناسازگار باشد، میتواند مبنای تجدیدنظر و حتی نقض حکم قرار گیرد.
بله، اگر ثابت شود که آن اجتهاد با نظر معتبر دیگر، فتوای مرجع تقلید یکی از طرفین یا مبانی پذیرفتهشده فقهی در تعارض جدی است، تجدیدنظرخواهی نسبت به آن حکم امکانپذیر خواهد بود.
خیر، زیرا اعتبار حکم دادگاه مشروط به هماهنگی آن با حجت شرعی و عدالت است. حکم خلاف شرع اساساً مشروعیت ندارد و حفظ آن به بهانه ثبات، عدالت قضایی را تضعیف میکند.
هدف نهایی، اجرای عدالت واقعی و صدور حکم مشروع است؛ حتی اگر این امر موجب طولانیتر شدن رسیدگی شود. پایان دادن سریع به دعوا زمانی ارزشمند است که همراه با عدالت و انطباق با موازین شرعی باشد.
با فراهم کردن امکان اصلاح و نقض احکام نادرست، مردم اطمینان مییابند که نظام قضایی در پی اجرای عدالت است نه صرفاً ختم ظاهری دعاوی. این امر اعتماد عمومی به دادگاهها را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
- آمادهسازی پرونده قبل از مشاوره حقوقی؛ ۸ اقدام ضروری برای موفقیت در دعاوی ملکی

- استصحاب در حقوق و فقه اسلامی؛ تحلیل اصول، اقسام و کاربرد عملی

- راهنمای کامل خریدار ملک؛ نکات کلیدی قراردادها و اسناد تکمیلی

- حقوق خریدار اول در معاملات ملکی و نحوه ابطال معامله دوم

- انتخاب وکیل محلی؛ چرا وکیل شهر محل دادگاه بهترین انتخاب است؟



دیدگاهتان را بنویسید